عوامل موثر در خرابی و خسارت راه ها و سطوح آسفالتی ...
تغيير شكلها:
1 - تورم در راه هاي آسفالتي:نوعي تغيير شكل در سطح راه كه در آن سطح راه از پروفيل خاص خود خارج شده و بالا مي آيد. كه عموماً از متورم شدن لايه هاي زيرين و فشار رو به بيرون به لايه هاي روسازي ناشي مي شود. كه از جمله دلايل تورم مي تواند وجود رطوبت و آب در اين لايه ها و يخ زدن اين آبها و در نتيجه افزايش حجم آنها باشد.
پيدايش چاله در راه هاي آسفالتي: اين چاله ها عموماً داراي اشكال دوار با اندازه هاي متفاوت هستند كه در اثر كم قير بودن آسفالت، ضخامت غير استاندارد (كم) آسفالت، مقدار پايين ريز دانه ها در آسفالت پديد مي آيند.
2 – فرسايش و گر شدن: اين واژه ها به روند جدا شدن ريزدانه ها و بدنبال آن درشت دانه ها از سطح آسفالت اطلاق مي شوند. از مهمترين عوامل فرسايش و گر شدن روسازي راه ها مي توان موارد زير را نام برد: _ انجام كار آسفالت در شرايط نا مساعد محيطي خصوصاً در هواي سرد و داراي رطوبت نسبتاً بالا _ تراكم نا كافي آسفالت و كم قير بودن آن _ استفاده از مواد كثيف و آغشته به موادي مثل خاك و روغنها _ باقي ماندن برف و يخ به مدت طولاني بر رو سطح آسفالت تاخير در پخش مصالح سنگي پس از قير پاشي، باز كردن راه براي استفاده وسايل نقليه خصوصاً ماشينهاي تندرو قبل از سفت شدن قير، وجود سطح متخلخل و غير مكنده در زير رويه آسفالتي، بكارگيري مواد آلوده يا نمناك در آسفالت، تاخير در غلطك زني مصالح سنگي پس از پخش آنها بوجود مي آيد.
3ـ روزدن قير در راه هاي آسفالته : در اين حالت بدلايلي از جمله دماي بالاي تهيه و ريختن آسفالت، مصرف بيش از اندازه قير در آسفالت، ريختن لايه آسفالت بعدي قبل از عمل آمدن مناسب لايه پريمكت ، قير به سطح رويي آسفالت آمده و يك لايه قير در سطح آسفالت تشكيل مي شود. كه اين مساله باعث لغزندگي بيش از حد سطح راه خصوصاً در هنگام بارندگي مي گردد. اين عيب با سوزاندن قير روزده به كمك نفت يا گازوييل طي مدت زمان مناسب در حدود پانزده دقيقه يا با تراشيدن آن توسط دستگاه
Heater Planerتا حدود زيادي مرتفع مي شود.
4 – نشست در راههاي آسفالته: پايين رفتن سطح راه از سطح تراز اوليه و استاندارد آن كه در بعضي نقاط به حدود 15تا20 سانتي متر هم مي رسد را نشست مي ناميم، كه در نتيجه آن چاله هاي كوچك و بزرگ ايجاد شده كه جمع شدن آب در اين چاله ها در نهايت هم منجر به يخ زدگي سطح راه و ايجاد خطر براي رانندگان مي شود و هم تخريب و اضمحلال آسفالت را در پي دارد.از مهمترين عوامل ايجاد نشست در راه، ترافيك سنگين تر از ترافيك طرح راه، تراكم نا كافي لايه هاي زيرين و در نتيجه نشست آنها و در نهايت ساخت غير اصولي و غير فني راه را مي توان نام برد.
5 – كنار رفتگي و موجدار شدن سطح آسفالت: اين خرابي از نوع تغير شكلهاي پلاستيك يا خميري هستند. كه اين خرابي ها در سر پيچهاي تند، سر ايستگاهاي اتوبوس، تقاطع ها و به طور كلي در محل توقف و حركت وسايل نقليه كه نيروهاي برشي شديدي به روسازي راه وارد مي شوند، توليد مي شوند. مصرف بيش از حد قير، مقدار بالاي مصالح گرد گوشه در آسفالت، مصرف بيش از حد مصالح ريز دانه در مخلوط آسفالت و بكار بردن قير با نرمي زيادتر از حد استاندارد، از مهمترين عوامل ايجاد اين گونه خرابي ها هستند.
يكي از مهمترين عوامل خرابي در سطح راه هاي آسفالته كه متاسفانه كمتر به آن دقت مي شود، استفاده از زنجير چرخها و لاستيكهاي يخشكن و ميخدار در ايام بدون يخبندان يا با يخبندان هاي سبك سال، خصوصاً براي وسايل نقليه سنگين است. استفاده از اين وسايل باعث پديد آمدن شيارهاي طولي و فرورفتگي هاي ممتدبه موازات طول جاده در سطح آن مي شود كه اين مساله علاوه بر تسريع در استهلاك وسيله نقليه، باعث جمع شدن آبهاي سطحي بر روي جاده شده كه هم خرابي آسفالت و هم عدم تعادل وسيله نقليه را در پي دارد.و از طرف ديگر در شبها دقيقاً شبيه آينه عمل كرده و باعث انعكاس نور چراغهاي اتومبيلهاي مقابل در ديدگان راننده وسيله نقليه مي شود كه عواقب زيانبار اين پديده كاملاً روشن است. البته ذكر اين نكته لازم است كه طرح راه آسفالته اي كه بر روي ان از اين قبيل لاستيكها و وسايل ايمني استفاده مي شود، داراي ويژگي هاي خاصي است. از جمله تراكم حداقل 98 درصدي آسفالت، دانه بندي مناسب و تناسب مواد ريزدانه و مخلوط خميري آسفالت، مصرف قير مناسب خصوصاً با درجه نفوذ بين 80تا 100، محدوديت در قطر سنگدانه هاي آسفالت و ... .
بر اساس توضيحات فوق، مشخص مي شود كه دلايل عمده و اصلي خرابيهادر راهسازي ها خصوصاً راههاي آسفالته، يا ريشه در ساخت اوليه راه و آسفالت و نحوه و ميزان تركيبات آن دارد. ويا اينكه مربوط به دوره بهره برداري از راه مي شود كه بدليل نبود مراقبت و نگهداري صحيح و اصولي از راه و مرمت نشدن بموقع خرابي هاي جزيي براي جلوگيري از بوجود آمدن خرابي هاي عمده و جبران ناپذير در راهها،پديد مي آيد.
از طرفي همه ما كمابيش از هزينه هاي بسيار بالا و سرسام آور راهسازي در تمام مراحل آن از مطالعات و نقشه برداري هاي اوليه، طراحي مسيرو محاسبات آن گرفته تا زير سازي، روسازي، آسفالت كاري، خط كشي و علامت گذاري و ...( ساخت اوليه راه) و نيز مخارج سنگين تعميرات ونگهداري و مرمت و بهسازي راه شامل هزينه لكه گيري ها، پركردن چاله ها، مرمت شانه ها، مرمت كانالها و آبروهاي طرفين راه، روكش كردن راه به منظور افزايش قدرت باربري آن، وصله كردنهاي سطحي و عميق، خط كشي ها و علامت گذاري هاي مجدد و ... مطلع هستيم.
بنا براين لازم است كه براي ممانعت از وارد آمدن اين قبيل خسارات عمده به منابع مالي و اعتباري كشور و نيز براي احداث راه هاي مطمئن و كم خطر در سراسر كشور لازم است كه در امر راه سازي كشور و خصوصاً در روسازي راه هاي آسفالته و پرتردد تجديد نظر كاملاً اصولي و در عين حال دقيق و فني و مهندسي و منطبق بر قوانين ملي و بين المللي راه سازي صورت گيرد. چراكه روسازي راه در واقع علاوه بر ايجاد يك سطح صاف و هموار براي عبور وسايل نقليه، نقش محافظ لايه هاي زيرين راه را نيز بر عهده دارد. كه اگر اين لايه بدرستي و بر اساس تكنيكها و روشهاي كاملاً فني ساخته نشود، علاوه بر وارد آمدن هزينه هاي مستقيم ( هزينه احداث اوليه راه و مخارج تعمير و بازسازي آن)، هزينه هاي غير مستقيم ديگري را نيز بر پيكره اقتصادي كشور وارد مي كند. كه در واقع مخارج غير مستقيم، هزينه هايي است كه بدليل بسته شدن راه، استفاده كنندگان از آن، بخاطر خرابي و بدي راه متحمل مي شوند. مثل اتلاف وقت و در نتيجه مصرف سوخت بيشتر، افزايش تصادفات و استهلاك و خرابي وسايل نقليه.
در پايان اميدواريم كه از اين پس، با همت و تلاش مجدانه و دلسوزانه مسولان، مهندسان و دست اندكاران امر راه سازي كشور شاهد اجراي آسفالتهاي نامرغوب با عمر مفيد چند ماهه! و يا چند هفته! در كشور نباشيم. تا بجاي اينكه مبالغ هنگفتي از اعتبارات كشوري صرف تعمير و يا بازسازي راه هاي كشور شود، اين هزينه صرف احداث راه هاي مناسب و مطمئن به نقاط محروم و دور افتاده كشور گردد.
منبع :
صالح دانشفر